خلاصه کتاب

از {{model.count}}

رازهای سخنرانی استیو جابز

نوشته: کارمین گالو

دسته بندی: توسعه فردی کارآفرینی مدیریت و رهبری ارتباط و مذاکره اعتماد به نفس عزت نفس

کتاب رازهای سخنرانی استیوجابز درباره اینه که سخنران‌ها چطوری می‌تونن مثل استیوجابز افسانه‌ای، سخنرانی اثرگذار و الهام‌بخشی داشته باشن. کارمین گالو توی این کتاب تمام جزییات یه سخنرانی خوب، از برنامه‌ریزی تا تمرین و اجرای نهایی رو گفته، پس اگه می‌خواین یاد بگیرین چطوری یه ارائه جذاب داشته باشین، این خلاصه کتاب، کلی تکنیک بهتون میگه!

برای اینکه سخنرانی موفقی داشته باشین، خط داستانی یا همون مسیر روایی  و پیام کلیدی سخنرانیتونو با دقت مشخص کنین

مخاطب ها جذب داستانی که روایت میکنین میشن نه اینکه صرفا یه سری جمله که روی اسلایدها میگید! پس اول از همه، کامپیوترتون رو فراموش کنین و چیزایی که قراره توی سخنرانی دربارش صحبت کنین رو بیارین روی کاغذ. نانسی دارت Nancy Duarte‎ ، نویسنده و طراح گرافیک مستند پرفروش "حقیقت ناخوشایند" که درباره گرم شدن کره زمینه، میگه که:

"مجری ها و سخنران ها باید دو برابر بیشتر از وقتی که صرف ساخت اسلایدها میکنن، برای برنامه ریزی ارائه خودشون روی کاغذ وقت بذارن" و این نشون میده که چقدر این موضوع که قراره توی سخنرانی موضوعتون رو چطوری روایت کنین، اهمیت داره.

برای شروع برنامه ریزی، اول تصمیم بگیرین که پیام کلیدی که قراره مخاطبینتون رو باهاش در نهایت تنها بذارین، چیه؟ و سرفصل های ارائه تون رو بر اساس اون بچینین. اگه با شبکه اجتماعی توییتر آشنایی داشته باشین، این مثال رو بگیم که: بهتره پیام نهاییتون مثل یک توییت باشه؛ کوتاه، به یاد ماندنی و جلب توجه کننده! اگه قراره از یه محصول یا خدمات رونمایی کنین، پیام اصلی سخنرانیتون باید این باشه که محصولتون  چه مزیتی برای مشتریانتون داره. پیام کلیدیتون هم باید چندین بار در طول ارائه تکرار کنین تا کاملا تو ذهن مخاطب جا بیوفته.

اگه یه سخنرانی بزرگ رو برگزار میکنین، مخاطبان و رسانه ها با دقت میگردن دنبال جملات و عباراتی که با استفاده از اون، ارائه تون رو شرح بدن و با اون جملات درباره شما صحبت کنن، شما با گفتن و تکرار پیام کلیدی، عبارات به یاد موندنی ای که میخواین رو با انتخاب خودتون بهشون میدید! برای مثال، وقتی که استیو جابز از آیفون رونمایی کرد، تیتر خودشو برای استفاده به رسانه ها داد: «امروز، اپل گوشی را دوباره اختراع می کند».


حالا میریم به طور دقیق نکات لازم برای یه ارائه خوب رو دونه دونه توضیح بدیم

اولین چیزی که باید بدونین اینه که برای اینکه سخنرانیتون عالی پیش بره، باید بی وقفه و مدام تمرین کنین! و یادتون باشه که تمرین، هر چیزی رو عالی میکنه. تمرین مداوم، هر کسی رو به یه سخنران کاریزماتیک تبدیل میکنه! جوری که انگار اون آدم طبیعتا یه آدم کاریزماتیکه! جالبه بدونین استیو جابز برای سخنرانی هاش ساعتها و حتی روزها تمرین میکنه تا اینکه مطمئن شه همه چی درست و روانه. حتی سخنرانی‌های بداهه و بی مورد وینستون چرچیل هم در واقع به‌طور کامل تمرین شده بودن.

ارائه تون رو باید جوری تمرین کنین که اصلا نیازی به یادداشت نداشته باشین یا اقلا در مواردی مثل اجراهای مرحله به مرحله که حتما لازمه از یادداشت استفاده کنین، دیگه حداکثر سه تا چهار عبارت و نکته کوتاه با کلمات کلیدی بنویسین. یادداشت ها رو در جایی قرار بدین که بتونین به صورت نامحسوس به اونها نگاه کنین یا حتی بهتر، کلمات کلیدی رو به صورت ذهنی با یک تصویر داخل اسلایدتون متصل کنین و از اون تصویر به عنوان یادداشت استفاده کنین.

برای اینکه تمرین موثرتری داشته باشین، جلوی دوربین اجرا کنین و اجرای خودتون رو ضبط کنین و ارزیابی کنین. بعد بررسی کنین که کجاها تلوتلو میخورین، کجاها انگار عصبی به نظر میرسید و کجا صداتون ضعیف میشه یا میره. بعد روی این قسمت ها بیشتر کار کنین. به عنوان یه پیشنهاد، حتی بهتره که از یکی از دوستانتون هم بخواین که اون ویدیو رو با شما تماشا کنه و نظرش رو بگه. 


نذارید اتفاقای غیر منتظره سخنرانیتونو خراب کنن، همیشه برای مشکلات از قبل آماده باشین

جالبه بدونین، حتی باتجربه‌ترین مجری ها هم گاهی اوقات با مشکل مواجه می‌شن: ممکنه اجرا درست پیش نره، کامپیوترتون حین اجرا خراب شه یا یک اسلاید ممکنه نادیده گرفته بشه. اگر ارائه شما دچار مشکل شد، دست و پاتون رو گم نکنین و آشفته نشین.

اگه مشکل خیلی بزرگ و جدی نیست، اصلا توجه رو به سمتش جلب نکنین یا عذرخواهی نکنین، فقط به سخنرانیتون ادامه بدین. اگر نمیتونین مشکل رو نادیده بگیرین، بهش بخندین و ادامه بدین. مخاطب‌هاتون قدرت پذیرش اشکالات جزئی رو دارن و میتونن نادیده بگیرنش، فقط به شرطی که با اولین نشونه های مشکل، به هم نریزید و گریه زاری راه نندازین :)))

به جز این، سؤالات سختی که حین ارائه از شما پرسیده می شه هم یک جور مشکله که از پس این هم می تونین بربیاین! از "تکنیک سطل" برای آماده شدن دربرابر سؤالات استفاده کنین و مطمئن باشید که با این روش اصلا کم نمیارید. توی روش سطل، اول اون سؤالات رایجی که پیش بینی میکنین ازتون بپرسن رو مشخص کنین. در مرحله بعد، سؤالات رو بر اساس موضوعشون داخل سطل های مجزا قرار بدید و برای هر سطل یه پاسخ کلی و جامع در نظر بگیرید و یادداشت کنین. سعی کنین اون پاسخ کلی رو اونقدری بسط بدین تا تمام حالت های مختلف سؤالات اون سطل رو پوشش بده. 

حالا در طول ارائه، به هر سؤالی که یه کلمه کلیدی خاص مربوط به یه سطل رو داخل خودش داشت، میتونین با اطمینان پاسخی که از قبل براش آماده کردید رو بدید. بذارین یه مثال بزنیم، قبل از اینکه هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا بشه، یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار میکنه که انتظار داشت توی این کنفرانس خبرنگارا درباره بنیاد بین‌المللی همسرش و تضاد منافع احتمالی این بنیاد ازش سوال کنن. 

جوابی که اون از قبل اماده کرده بود، جواب خیلی از سوالات احتمالی در این باره رو پوشش میداد. جواب هیلاری کلینتون این بود که: "من بسیار مفتخرم که نامزد منتخب ریاست جمهوری برای وزارت امور خارجه هستم و به آنچه همسرم و بنیاد کلینتون نیز انجام داده اند بسیار افتخار می کنم"


تکتیک بعدی اینه که برای اینکه توجه مخاطب رو جلب کنی، بهش بگو که قراره چطوری مشکلش رو حل کنی

چه سخنرانی باشه، چه یه ارائه مطبوعاتی یا تبلیغات باشه، بیانیه اصلی شما باید به یه سوال کلیدی که توی ذهن هر مخاطبی هست جواب بده. اینکه: من چرا باید به این موضوع توجه کنم؟

مخاطب به این دلیل بهتون گوش میکنه چون دنبال راه حل برای مشکلاتش میگرده و شما قراره این راه حل رو بهش بدید. برای اینکه بتونین به دغدغه مخاطب پاسخ درستی بدید، باید اول مشکل رو خوب تعریف کنید. برای این کار موقعیتی رو توصیف کنین که توش مردم از نبود محصولی مثل محصول شما یا رقیبتون ناامید شدن و بهش نیاز دارن. از جزئیات ملموس استفاده کنید و واقعاً درد این کمبود رو توی ذهن مخاطب خودتون ایجاد کنین. حالا اینجا نوبت محصول شماست که مثل یک قهرمان، وارد شه و مشکل رو حل کنه! 

شما اینحا باید به زبون خیلی ساده و بدون استفاده از کلمات قلمبه سلمبه، به مخاطب توضیح بدین که محصول شما چطوری میتونه حلال مشکلاتش باشه. اینجا چیزی که بیان میکنین خیلی مهمه، چون همون چیزیه که قراره مخاطب با اون شمارو به یاد بیاره، پس توصیه میشه که حداقل دوبار توی صحبتتون بهش اشاره کنین.

وقتی که استیوجابز آیپاد رو معرفی کرد، قبلش مشکلات مخاطبان رو توضیح داد و درباره راه های پرهزینه و دست و پا گیر برای گوش دادن به موسیقی در حال حرکت کردن حرف زد. مثل اون سی دی پلیر قابل حمل معروف که احتمالا چند سال پیش خیلیامون یکی ازش داشتیم... بعد از این، اومد قهرمان ماجرا رو معرفی کرد. اونهم به این صورت که: آی پاد برای اولین بار به مردم اجازه میده کل آرشیوها و پلی لیست های موزیکشون رو با این دستگاه توی جیب خودشون حمل کنن!

جدای از مشکلاتی که جلوی چشم مخاطب ترسیم کردین، چیزی که میفروشین، در حقیقت وعده ی داشتن یه زندگی بهتره. این کار باعث میشه که هیجان و اشتیاق رو به ارائه خودتون اضافه کنین. استیو جابز از اینکه محصولش میتونست مشکلات زیادی رو حل کنه شور و اشتیاق داشت و همین اشتیاق عنصر مشترک همه ی سخنرانی های الهام بخش و موثر اون محسوب میشه..


مخاطبان خودتون رو توی کلی مطالب مختلف غرق نکنین، اسلایدهای ارائه و لحن صحبت خودتون رو ساده کنین

مغز انسان اساسا یه اندام تنبله، پس بهتره که همه چیز رو برای مخاطب آسون کنین. اسلایدهای ارائه رو ساده کنین، و توی هر اسلاید فقط به یک موضوع بپردازین. یادتون باشه که شما میخواید مردم به چیزی که میگین توجه کنن نه اینکه همه حواسشون بره پای خوندن مطالب اسلاید. بنابراین از نوشتن جملات طولانی توی اسلاید ارائه تون خودداری کنین.

بیشتر ارائه دهنده ها دوست دارن که اسلایدهاشون رو تا حد ممکن پر از متن کنن اما متوجه این موضوع نیستن که اطلاعات اضافی، به جای کمک به یادگیری، مانع یادگیری میشه. ولی استیو جابز اینجوری نبود، اون میومد با الهام از مکتب ذن، از اسلایدهایی با یه عکس یا یه کلمه استفاده میکرد. این کتاب پیشنهاد میکنه شما هم بهتره اسلایدهای بصری جذاب و زیبایی بسازین و به جای آوردن متن های خسته کننده، از تصاویر ساده استفاده کنین. ارتباط تصویر با اطلاعاتی که سخنران به صورت شفاهی میده، توانایی افراد رو برای یادآوری اون اطلاعات به شدت افزایش می ده.

همیشه اصل سادگی رو در زبان ارائه خودتون به کار ببرین: ساده صحبت کنید و از اصطلاحات تخصصی سنگین یا کلمات نامفهوم اجتناب کنین. یادتون باشه شما اونجایین که یه چیزی به مخاطبانتون اضافه کنین و براشون مفید باشین نه اینکه خودنمایی کنین یا صرفا خودتون رو باهوش جلوه بدین! سعی کنین از تشبیه ها، مقایسه ها و استعاره ها زیاد استفاده کنین تا واقعا تصاویر قوی ای توی ذهن مخاطب نقش ببنده. استیو جابز همیشه دوست داشت محصولات جدیدش را با محصولات عادی روزمره مقایسه کنه تا واقعاً پیام اصلیش رو منتقل کنه! مثلا توی یکی از ارائه هاش گفت که ، "آیپاد شافل کوچکتر و سبک تر از یک بسته آدامسه."


از داده های کمتری استفاده کنین و یا حداقل سعی کنید داده ها برای مخاطبان قابل درک باشن

داده ها میتونن پیام اصلی ارائه شما رو تقویت و پشتیبانی کنن ولی یادتون باشه هیچ چیزی سریعتر از تعداد زیادی عدد و رقم باعث نمیشه که مخاطب خوابش ببره! برای جلوگیری از این اتفاق، باید در مورد داده هایی که استفاده می کنید بسیار گزینشی عمل کنید و برای انتخابشون به اندازه کافی دقت به خرج بدین.

داده های خودتون رو با تشبیهات و استعاره ها ساده کنید. این کار مخصوصا برای اعداد بزرگ خیلی مهمه چون درک آمار و ارقام بزرگ به تنهایی ممکنه سخت باشه و مثال ها و تشبیه ها به درک آسونترشون کمک میکنه. مثلا وقتی  IBMیک ابرکامپیوتر فوق سریع به نام رود رانر «The Roadrunner» رو راه اندازی کرد، سرعت این ابرکامپیوتر یک پتافلاپ (petaflop) در ثانیه بود اما موقع معرفیش، به جای استفاده از عبارت یک پتافلاپ، گفتن که اگه کلی لپ تاپ رو روی هم بذارید طوری که ارتفاعشون تا 1.5 مایل برسه، تازه سرعتش با رود رانر برابری میکنه! این تشبیه خودش یه درک ملموس‌تری از رود رانر به مخاطب داد.

داده ها رو برای مخاطب جا بندازین! چطوری؟ بیاین دیتاها رو با توجه به نیازهایی که میتونه از مخاطب برطرف کنه، براشون توضیح بدید. 

مثلا وقتی که استیو جابز آی پاد رو معرفی کرد، فقط به گفتن اینکه 5 گیگابایت فضای ذخیره سازی و 184 گرم وزن داره، اکتفا نکرد. در عوض گفتش که این آی پاد میتونه 1000 آهنگ رو تو خودش جا بده. همچنین برای اینکه نشون بده چقدر کوچیکه، داخل جیبش قرار داد تا این قابلیت رو به صورت فیزیکی هم به مردم نشون بده. تصویر تو جیب جا شدن برای مخاطب به اندازه کافی قابل درک و قابل به خاطر سپردن بود و تعداد هزار آهنگ هم برای هر طرفدار موسیقی ای ملموسه!


از قانون "عدد سه" استفاده کنین

قانون سه یه مفهوم قدرتمند در تئوری ارتباطاته. این قانون میگه که لیست‌های سه تایی ذاتاً مؤثرتر هستند چون نسبت به لیست های طولانی‌، طبیعی تر به نظر میرسن. استیو جابز توی یکی از ارائه هاش گفت که آیفون ترکیبی از سه دستگاهه: صفحه نمایش لمسی آیپد، یک تلفن و یک وسیله ارتباط اینترنتی.

جان اف کندی هم، سه مورد اصلی سرمایه گذاری برای پیروزی آمریکا در رقابت صنعت فضایی برشمرد و الان احتمالا شما منتظرید که مثال سوم هم بزنم چون لیست های سه تایی خیلی نرمال و طبیعی هستن. به طور کلی دسته بندی موضوعات، فهرست ها و لیست های سه تایی میتونه تاثیر اونها رو به حداکثر برسونه!

مردم معمولا میتونن سه نکته مهم از هر ارائه رو به یاد بیارن؛ برای استفاده از این فکت، باید فهرستی از تمام نکاتی که می‌خواین بهش اشاره کنین رو تهیه کنین و بعد اون ها رو دسته‌بندی و اولویت بندی کنید تا در نهایت فقط سه پیام کلیدی برای گفتن باقی بمونه. بعدش از این سه نکته، به عنوان نقشه راه استفاده کنین و در ابتدای ارائه بیانش کنین. این نقشه راه برای مخاطبانتون مثل یه راهنما عمل میکنه و بهشون کمک میکنه تا حین ارائه ی شما، به درک درستی برسن و مطالب توی ذهنشون دسته‌بندی شه.


ارائه خودتون رو با اضافه کردن جزئیاتِ احساس برانگیز، در ذهن ماندگار کنین

اگه میخواین واقعا ارائه تون خاطره انگیز بشه، لحطاتی رو توش ایجاد کنین که حضار بگن: "وااای خدای من" 

سعی کنین یه سری اطلاعات الهام بخش و تاثیر گذار رو افشا کنین که واکنش عاطفی جمع رو برانگیخته کنه. مردم ممکنه که اسلایدهای شما، محصول تون و حتی خودتون رو فراموش کنن، اما هرگز احساسی رو که در اونها ایجاد کردید، فراموش نخواهند کرد. رویدادهایی که بار احساسی دارن مثل یه یادداشت داخل ذهن هک میشن و به یاد میمونن.

این رویدادهای احساسی میتونن چیزای خوشحال کننده باشن. مثلا یه بار استیو جابز اومد آیفون رو از داخل یه پاکت کاغذی بیرون آورد تا نشون بده چقدر نازکه.  یا مثلا نشون دادن یه اتفاق دوست داشتنی! یه بار یه کشاورزِ محصولات ارگانیک اومد و درباره این توضیح داد که چون از هیچگونه فرآورده های آفت‌کش و سمی استفاده نمیکنه و لباسش بهش آغشته نمیشه، بعد از کار بالافاصله میتونه بچه هاش رو بغل کنه!

این درگیر کردن احساسات برای همیشه تو ذهن مخاطب میمونه. یکی دیگه از راههای تقویت احساسی ارائه تون، استفاده از عبارات ساده، ملموس و احساس برانگیزه. کلمه ها و جمله های قلبمه سلمبه رو فراموش کنین، از کلمات توصیفی و صفات برتر و گاها اغراق امیز استفاده کنین تا نشون بدین چقدر درمورد چیزی که دارید ازش حرف میزنید، هیجان دارید. مثلا یه بار استیو جابز داشت درباره دکمه های مک بوکش صحبت میکرد و گفت که این دکمه ها از بس خوب کار شده که آدم دلش میخواد لیسشون بزنه! :))))


نحوه صحبت و نگاه شما از اون چیزی که درباره ش حرف میزنین، مهمتره!

بر اساس بعضی مطالعات، نشانه‌های غیرکلامی و لحن و آهنگ‌های صدا مهم‌تر از کلماتی هستند که به زبون میان. اگه بخوایم دقیق تر توضیح بدیم، اون حس قدرت و اعتماد به نفسی که از سخنرانی استیوجابز به بقیه منتقل میشه رو در نظر بگیرید، حالا شما هم مثل مدیری که دوست دارید باشید رفتار کنید و مدل سخنرانی های کلیشه ای رو بریزید دور! مثلا:

ایستادن پشت تریبون، خوندن یکنواخت متن از روی یادداشت هاتون را در حالی که بازوهاتون با یه حالت سفت کنار بدنتون هستن رو به کل فراموش کنین! به جاش مقابل حضار بایستید جوریکه چیزی بین شما و حضار قرار نگیره. تماس چشمی رو حفظ کنید و از حرکات دست برای هیجان دادن به صحبت های خودتون استفاده کنید. مکث کردن های به موقع، بالا و پایین بردن صدا و داشتن لحن منعطف هم به انرژی بخشیدن به حرفاتون کمک میکنه.

یه نکته ای هم که مهمه اینه که مثل اون مدیر یا رهبری که دوست دارید باشید لباس بپوشید، درسته که استیوجابز ممکنه بتونه با شوار جین و کتونی رو صحنه حاضر بشه اما شما باید یه سرو گردن از بقیه حضار بهتر لباس بپوشید و البته باید فرهنگ سازمانی شرکت خودتون هم در نظر بگیرید. به عنوان یه راهکار برای داشتن یه ارائه خوب و برای اینکه نقاط ضعف خودتون رو پیدا کنین، جلوی دوربین اجرا کنین و ضبط کنین. یادتون باشه که حتی توی ویدیو هم باید ازتون انرژی ساطع بشه. در کنار اینها، شما باید هم مخاطبانتون رو سرگرم کنین هم بهشون آکاهی و اطلاعات بدید. 


به وسیله ابزارها، نمایش ها و کلیپ های ویدیویی، ارائه خودتون رو زنده تر کنین

استفاده از انواع مختلف رسانه ها باعث میشه که پیام شما در ذهن ها بمونه و تثبیت بشه.. با استفاده از اجراهای زنده، کلیپ های ویدیویی و چیزهایی از این قبیل، می‌تونید به تک تک مخاطب هایی که در سالن نشستن، کمک کنین تا پیام شما رو درک کنن. آدما با روش‌های مختلفی یاد می‌گیرن: بعضیاشون به اطلاعات بصری برای یادگیری نیاز دارن، بعضی های دیگه به محرک‌های شنوایی، و یه سری هم به تجربیات حرکتی مثل لمس کردن، حرکت کردن و انجام کارها برای یادگیری بهترین پاسخ رو می‌دن.

نتیجه ی مطالعات نشون داده که استفاده از رسانه های مختلف و فرم های محتوایی متنوع در ارائه و سخنرانی به طور چشمگیر می تونه میزان به خاطر سپردن ارائه شما توسط مخاطب رو افزایش بده. ارائه یک نمایش کوتاه، ساده و چشمگیر روی صحنه می تونه یه راه بسیار موثر برای نشون دادن جذاب‌ترین ویژگی های محصول شما به مخاطب هم باشه. 

مثلا یه کار بامزه ای که استیو جابز کرد، این بود که تو مراسم معرفی آیفون، استیو جابز اومد از گوگل مپ یه شعبه استارباکس که نزدیک محل مراسم بود رو پیدا کرد و باهاشون تماس گرفت تا 4000 تا قهوه سفارش بده. همه اینها در حالی اتفاق افتاد که حاضرین تماشا می کردن و می خندیدن. معمولا کلیپ‌های ویدیویی در اکثر سخنرانی های تجاری استفاده نمی‌شن، اما استفاده از اونا میتونه یه راه عالی برای افزایش جذابیت و گیرایی ارائه تون باشه. استیو جابز عاشق این بود که  آخرین آگهی‌های تبلیغات تلویزیونی اپل رو توی سخنرانی‌هاش، نشون بده.

در واقع شما میتونین فیلم‌ها و نمایش‌ها رو به‌عنوان «یه تایم استراحت» در نظر بگیرین که در طول پخش اونها، حضار میتونن استراحت کنن و بعدش دوباره جمع شن. تحقیقات نشان میده که افراد معمولاً میتونن تنها ده دقیقه علاقه واقعی خودشون رو به یک ارائه حفظ کنن، چون حواسشون به سرعت پرت میشه..


سه دلیل بسیار مهم برای اینکه چرا باید در طول سخنرانیتون، صحنه سخنرانی رو با مردم تقسیم کنین

اول از همه اینکه مخاطب شما عاشق تنوعه! گوش دادن به کاریزماتیک ترین سخنران دنیا هم بعد از مدتی کسل کننده می شه. صحبت درباره افراد معروف، شرکا، همکارانتون یا اعضای تیمتون کمک میکنه که سخنرانیتون زنده تر بشه. استیو جابز رو در نظر بگیرید، که زمان اعلام همکاری اپل با شرکت اینتل، از مدیرعامل اینتل خواست که با بانی سوییت اینتل رو تنش کنه و بیاد رو صحنه و ایشونم قبول کرد.

یا در سال 2005 زمانی که جابز رو صحنه اعلام کرد که آلبوم های مَدونا (Madonna) از طریق سایت آی‌تیونز iTunes در دسترس خواهد بود، خود مدونا هم از طریق ارتباط ویدیویی، موقع اعلام این ویدیو روی صحنه حاضر شد. تمام اینها باعث شد که صحنه های خاطره انگیزی از اون سخنرانی توی ذهن مخاطب ثبت بشه.

دومین موردم اینه که گاهی سپردن سخنرانی به بقیه میتونه باعث شه که دیگران با تسلط و قدرت بیشتری درباره موضوعات صحبت کنن، مثلا زمانی که اپل میخواست نوت‌بوک های جدیدش رو که از تک‌بلوک‌های الومینیومی ساخته شده بودن رو معرفی کنه، استیو جابز به مدیر طراحیش اجازه داد که بیاد رو صحنه و فرایند طراحی و ساخت رو توضیح بده.

سوم هم اینکه تأیید مشتری بهترین ابزار فروش هر شرکتی محسوب میشه. مشتری‌ها برای نظرات و بازخورد مردم در مورد محصولات ارزش قائلن، پس لازمه که نظر مثبت مشتریامون رو جلب کنیم و از ارائه این نظر مثبت توی سخنرانی هامون استفاده کنیم. حالا چه به صورت زنده ازشون بخوایم یا اینکه به صورت ویدیویی نظر مثبتشون رو نسبت به محصول ما ارائه بدن.  همچنین، یادتون باشه که صمیمانه از کارمندان، شرکا، مشتریان و مخاطبان خودتون تشکر کنین. این تشکر کردن تعامل و رابطه خوب بین شما ایجاد میکنه و باعث میشه به هم اعتبار ببخشین.


برای دسترسی دائمی به خلاصه صوتی تمام 365 کتاب‌ (از طریق اپلیکیشن و کانال تلگرام)، کافیه یک بار اشتراک 365 بوک رو دریافت کنید. این کتاب‌ها به شما کمک میکنن در تمام زمینه‌های زندگی، اطلاعات و مهارت کسب کنید و روز به روز پیشرفت کنید.
پیشنهاد ما اینه که از زمان‌های مرده (موقع رانندگی، آشپزی و ...) استفاده کنید و روزی به یک خلاصه کتاب گوش کنید.
راستی، ما برای خلاصه صوتی مجموعه 365 کتاب‌ خودمون، یک مبلغ کوچیک دریافت می‌کنیم که صرف هزینه‌های 365 بوک میشه و به معنای حمایت شما از این پروژه هست.

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...